سبک زندگی امروز، سلامت سالمندی فردا را رقم می زند

همه ما هر روز، نسبت به روز پیش، سالمندتر می شویم و این حقیقتی گریزناپذیر در زندگی است؛ اما اینکه سالمندتر شدن برای ما به معنای باتجربه تر و دنیا دیده تر شدن و ارتقای فهم، شعور، حکمت، معرفت و دانش باشد یا به معنای بیمارتر، ضعیف تر و ناتوان تر شدن، تا حد زیادی به خود ما بستگی دارد. در هفته ملی سالمندان قرار داریم؛ هفته ای که فرصتی است برای اندیشیدن به این حقیقت که اگر خوش شانس باشیم و خداوند به ما عمر طولانی عطا کند، روزهای سپیدمویی و سال های پختگی و تجربه را نیز خواهیم دید.

همه ما هر روز، نسبت به روز پیش، سالمندتر می شویم و این حقیقتی گریزناپذیر در زندگی است؛ اما اینکه سالمندتر شدن برای ما به معنای باتجربه تر و دنیا دیده تر شدن و ارتقای فهم، شعور، حکمت، معرفت و دانش باشد یا به معنای بیمارتر، ضعیف تر و ناتوان تر شدن، تا حد زیادی به خود ما بستگی دارد.

در هفته ملی سالمندان قرار داریم؛ هفته ای که فرصتی است برای اندیشیدن به این حقیقت که اگر خوش شانس باشیم و خداوند به ما عمر طولانی عطا کند، روزهای سپیدمویی و سال های پختگی و تجربه را نیز خواهیم دید. پس شایسته است از همین امروز برای داشتن زندگی بهتر در آن روزها نیز چاره ای بیندیشیم.

اما آیا سالمندی لزوماً و به طور قطع به معنای ناتوانی و بیماری است؟ آیا نمی توان سالمندی سالم، پویا و شاداب را تجربه کرد؟ و اگر در جوانی آن گونه که باید از خود مراقبت نکرده ایم و با بیماری و ضعف جسمانی به دوران کهنسالی رسیده ایم، آیا هنوز هم می توانیم از همین امروز برای بهبود جسم و روح خود تلاش کنیم؟

فاطمه سادات میرزاده، متخصص طب سالمندی و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران در گفت وگو با ایکنا ضمن تشریح مشکلاتی که سالمندان با آنها درگیر هستند، به تشریح روش هایی پرداخت که با اجرای آنها می توان سالمندی موفق تر و شاداب تری داشت که در ادامه با هم می خوانیم.

ایکنا ـ وضعیت سلامتی سالمندان ما نسبت به نرم جهانی چگونه است؟

وضعیت سلامتی سالمندان را می توان در چند بُعد بررسی کرد. یکی از این ابعاد، وضعیت سلامت جسمانی آنهاست که شامل شیوع بیماری های مزمنی مانند فشار خون، دیابت، بیماری های قلبی ـ عروقی، بیماری های مغزی ـ عروقی مانند سکته های مغزی و بیماری هایی است که در این سن دوباره شیوع بیشتری پیدا می کنند از جمله انواع دمانس مانند آلزایمر. این یک بُعد از موضوع است که وضعیت ما نسبت به نرم جهانی نشان می دهد که شیوع این بیماری های مزمن در بین سالمندان ما بیشتر است که بخشی از این وضعیت به آگاهی افراد و نوع سبک زندگی ای که انتخاب می کنند، برمی گردد.

وضعیت کنونی سالمندان ما، نه تنها به دلیل دوران جوانی که پشت سر گذاشته اند، بلکه به دلیل شرایطی که اکنون در سن سالمندی تجربه می کنند، است. جهان کنونی به سمت سالمند شدن پیش می رود، اما کشورهایی که بیشترین جمعیت سالمند را دارند، تلاش می کنند به جایی برسند که افراد سالمندی که در جامعه شان حضور دارند، افرادی باشند که به صورت مستقل زندگی می کنند و هنوز می توانند به جامعه و خانواده خود سود برسانند، نه اینکه فقط باری بر دوش خانواده و جامعه باشند.

برای مثال، ژاپن اکنون سالمندترین کشور دنیاست و تقریباً 28 درصد جمعیت آن را سالمندان تشکیل می دهند. بعد از آن، آلمان و ایتالیا جمعیت سالمند حدود 26 درصد دارند؛ جهان به سمت سالمند شدن پیش می رود و ما برون رفتی از این وضعیت نخواهیم داشت.

در سال 2050 ما به نقطه سر به سر جمعیت جهان می رسیم؛ یعنی نرخ جایگزینی جمعیت دیگر وجود ندارد و به ازای هر فرد 65 ساله، یک کودک 5 ساله خواهیم داشت. در سال 2100 به ازای هر چهار فرد 65 ساله، یک کودک 5 ساله خواهیم داشت.

پس کل دنیا به این فکر می کند که جمعیتی که در حال سالمند شدن است را چگونه سالم نگه دارد تا مستقل باقی بمانند و برای جامعه سودمند باشند. در این زمینه برنامه بسیار دقیقی تدوین شده که مهم ترین بخش آن، آگاه سازی مردم خصوصاً به کمک تکنولوژی و پیشرفت هایی است که ما اکنون داریم.

البته استفاده از تکنولوژی برای آگاهی رسانی به مردم از یک جهت خوب است، چراکه اطلاعات درست در اختیار مردم قرار می دهد اما از جهت دیگری نیز مشکلاتی دارد، زیرا استفاده از تکنولوژی موجب شده زندگی های ما به یکجانشینی تبدیل شود.

ما و فرزندانمان دیگر چه در محل کار و چه در خانه حرکتی نداریم و دائماً با لپ تاپ و موبایل کار می کنیم و مدام می گوییم حوصله باشگاه رفتن، پیاده روی کردن و ... را نداریم و ترجیح می دهیم مثلاً روی کاناپه لم دهیم، موبایل را نگاه کنیم، در فضای مجازی بچرخیم و مطالب کوتاهی را مطالعه کنیم.

همه اینها باعث شیوع بیشتر بیماری هایی مانند فشار خون، قند، چاقی و اضافه وزن می شود که اکنون جمعیت بسیار زیادی از آن رنج می برند. شیوع این بیماری ها حتی به دوره جوانی، نوجوانی و کودکی رسیده است.

اکنون اگر حتی فردی 25 ساله با علائم درد قفسه سینه به ما مراجعه کند، اولین احتمالی که در مورد دلیل مشکل او می دهیم این است که دچار سکته قلبی شده است در حالی که قبلاً یعنی حدود 10 تا 15 سال پیش، گایدلاین ها و کتاب های پزشکی به ما می گفتند اگر فرد جوانی با درد قفسه سینه مراجعه کرد، احتمال بروز مشکل قلبی در وی جزو احتمالات بسیار کم است نه اینکه علت اول مشکل او باشد اما اکنون کاملاً برعکس شده است.

پس اینکه وضعیت سالمندی ما در آینده چگونه خواهد بود، به این بستگی دارد که اگر با همین روش پیش برویم و آگاه سازی درست درباره خودمراقبتی برای افراد جامعه انجام نشود، آینده خیلی خوبی نخواهیم داشت.

ایکنا ـ در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی سالمندان جایگاه ارزشمندی دارند؛ احترام به سالمندان و ارج و قرب قائل شدن به آنها چقدر از نظر روانی و جسمانی کمک می کند سالمندان شرایط بهتری پیدا کنند؟

عمل به فرهنگی که در بین ما برای تکریم و احترام گذاشتن به والدین و بزرگ ترهایمان وجود دارد، بسیار مهم است. عبارتی به عنوان سالمندآزاری داریم که یکی از انواع آن، سالمندآزاری از نوع روانی است و شامل بی توجهی و نادیده گرفتن سالمندان می شود.

این رفتارها از شایع ترین انواع سالمندآزاری هستند. یعنی وقتی من با پدر و مادر ، پدربزرگ و مادربزرگ یا یک فرد سالمند صحبت می کنم، آن احترامی که باید در کلامم داشته باشم را ندارم و احترامی را که باید برای او قائل شوم را رعایت نمی کنم و این برای او آزاردهنده می شود.

مردم ما متأسفانه صرفاً کتک زدن یا آزار جسمانی را مصداق آزردن افراد می دانند و متوجه نیستند که بی احترامی، بی توجهی، نادیده گرفتن، بی توجهی به نظرات و ... تأثیر منفی زیادی بر سلامت روان سالمندان دارد.

از سوی دیگر خود سالمندان نیز این احساس های بد و آزاردهنده را بیان نمی کنند و نمی گویند که مورد آزار کلامی قرار گرفته اند چون می خواهند از فرزندان خود و محلی که در آن زندگی می کنند محافظت کنند.

ایکنا ـ آیا مراقبت صحیح از سالمندان به این معنی است که اجازه ندهیم هیچ کاری انجام دهند؟

خیر؛ سالمندان باید استقلال داشته باشند و کارهای خودشان را انجام دهند. اینکه برخی از فرزندان اجازه نمی دهند والدین آنها شغلشان را ادامه بدهند، تمام کارهای خانه آنها را انجام می دهند، اجازه نمی دهند سالمند آنها آشپزی یا خرید کند و ... موجب می شوند عزت و استقلال آنها از بین برود و اینطور به آنها القا می کنند که شما ناتوان هستید در صورتی که سالمندان 90 ساله ای داریم که در باغ و زمین کشاورزی کار می کنند. اکنون در جامعه ژاپن نیز همین طور است و افراد 90 ساله و مسن تر هر روز مغازه هایشان را باز می کنند و در آنجا کار می کنند.

نباید عزت و احترام گذاشتن به سالمندان را با از بین بردن استقلال آنها اشتباه گرفت. اینکه به یک سالمند بگوییم دیگر تو آشپزی نکن، خرید نکن و ... و من همه این کارها را برایت انجام می دهم فقط به این معنی است به فرد القا می کنیم که تو ناتوان هستی و فقط باید یک گوشه خانه بنشینی و هیچ کاری نکنی.

با این رفتار به جامعه نیز القا می کنیم که سالمندی دوره سکون و ناتوانی است و باید دیگران کارهای افراد سالمند را انجام دهند؛ آماری را که از تعداد سالمندان و افراد جوان در آینده بیان کردم را به یاد بیاورید؛ مگر چند نفر جوان در آینده خواهیم داشت که بتوانند از تعداد زیاد سالمندان جامعه نگهداری کنند. به خصوص اینکه جوانان هم شغل و کارهای مختص به خودشان را دارند و نمی توانند تمام وقت خود را صرف نگه داری از سالمندان کنند.

اما اگر سعی کنیم سالم بمانیم، سالم هم به دوره سالمندی می رسیم و نیاز نداریم چشم به در بمانیم که یک نفر بیاید برای ما غذا درست کند یا ما را به تفریح ببرد.

ایکنا ـ تعداد زیادی از سالمندان ما با بیماری های مختلف درگیر هستند یا ضعف جسمانی دارند؛ آیا دیگر نمی توانند بازسازی جسم و روانشان را آغاز کنند؟

هیچ وقت دیر نشده است. اینکه یک سالمند دیابت دارد، فشار خون دارد و یا حتی سکته مغزی کرده و یک طرف بدنش لمس شده است به این معنی نیست که زندگی تمام شده و دیگر نمی توان کاری کرد.

متأسفانه نگاه اشتباهی داریم و فکر می کنیم فقط باید با خوردن قرص و دارو بهبود پیدا کنیم و دیگر خودمان برای بهبودمان تلاشی نمی کنیم. از سوی دیگر دنیای مجازی نیز موجب شده افراد سالمند به خوردن خودسرانه داروها و انجام برخی کارهای اشتباه اقدام کنند. کارهایی که موجب می شود وضعیت آنها وخیم تر شود و وقتی به پزشک مراجعه می کنند که صدمه بیشتری به آنها وارد شده یا دیگر راهی برای درمان وجود ندارد.

توصیه اکید ما این است که اگر سالمندی مبتلا به بیماری است حتماً تحت نظر پزشک باشد و به صورت مرتب بیماری خود را کنترل کند و در کنار درمان، خود را فعال نگه دارید. افراد سالمند زیادی داریم که توانسته اند بیماری های خود را درمان کنند و حتی سرطان را شکست دهند و الان فعال و پویا هستند و به زندگی شان ادامه می دهند.

اینکه یک فرد 70 ساله دیابت یا فشار خون دارد به این معنا نیست که زندگی او به پایان رسیده و مشکل او قابل حل نیست، بلکه به این معنی است که باید فعال بوده و بیماری خود را کنترل کند. اکنون در دنیا المپیک سالمندان برگزار می شود؛ یک المپیک جهانی برای افراد بالای 50 سال با سنین مختلف که در رشته های ورزشی مختلف از جمله دوومیدانی، پرتاب وزنه، وزنه برداری و ... با هم رقابت می کنند.

همه این موارد نشان می دهد سن حقیقتاً یک عدد است. اینکه من چگونه دارم با خودم و با بدن خودم رفتار می کنم، به من می گوید سن حقیقی من چه قدر است. ممکن است الان 40 سالم باشد، ولی به اندازه همان فرد 70 ساله ای که دارد در المپیک شرکت می کند، توانایی نداشته باشم و توانمندی او بیشتر از من است.

پس سالمندان ما باید از همین حالا شروع کنند، با پزشکان متخصص مشورت کنند، گوگل درمانی نکنند، از هوش مصنوعی برای درمان خود مشورت نکنند، تحرک داشته باشند و تلاش کنند کارهایشان را با استقلال بیشتری انجام دهند.

البته جوانان ما هم باید شروع کنند به برنامه ریزی برای اینکه سالمندی سالمی داشته باشند؛ اگر از همین دوره جوانی به فکر خودمان باشیم و بدانیم چگونه سالم زندگی کنیم، همین سبک زندگی کمک می کند هم از جوانیمان لذت ببریم و هم سالمندی لذت بخشی داشته باشیم؛ دوره سالمندی آخر دنیا نیست.

انتهای پیام

نظرات

captcha